تبلیغات
مهندسی عمران 91 پیام نور ایلام - تولد
بازم روبه روی آینه ایستادم و غم انگیز ترین ترانه رو خوندم: تولد ..تولد .. تولدم مبارک ....

چند سال پیش در چنین روزی به دنیا آمدم یعنی 17 اسفند و الان 19 ساله شدم.


برای روز میلاد تن من نمیخوام پیرهن شادی بپوشی

به رسم عادت دیرینه حتی برایم جام سرمستی بنوشی

برای روز میلادم اگر تو به فکر هدیه ای ارزنده هستی

من و با خود ببر تا اوج خواستن بگو با من که با من زنده هستی

که من بی تو نه آغازم نه پایان،تویی آغاز روز بودن من

نزار پایان این احساس شیرین،بشه بی تو غم فرسودن من

نمی خوام از گلای سرخ و آبی برایم تاج خوشبختی بیاری

به ارزش های ایثار محبت به پایم اشک خوشحالی بیاری

بزار از داغی دستای تنهات،بگیره حرم گرمای بستر من

بزار با تو بسوزه جسم خستم ببینی آتش و خاکستر من

تو ای تنها دلیل زنده بودن،بکش دست نوازش بر سر من

به تن کن پیرهنی رنگ محبت اگه خواستی بیای دیدن من

که من بی تو نه آغازم نه پایان،تویی آغاز روز بودن من

بزار پایان این احساس شیرین بشه بی تو غم فرسودن من






تاریخ : پنجشنبه 17 اسفند 1391 | 02:00 ق.ظ | نویسنده : رسول رضایی | نظرات
.: Weblog Themes By BlackSkin :.